خرید بک لینک

یه ضرب المثل هست میگه

*نه میخام خدا گوساله به همسایم بده، نه ماده گاو به خودم!!*

واقعا ضرب المثل جالبیه و وصف حال یه خصلت متفی تودما ایرانی هاست که از بقال سرکوچه تا راس مملکت رو شامل میشه
یه نوع روحیه لجبازی با خود و ضرر زدن به غیر ولو خودتم ضرر کنی !
لابد بخش قابل توجهی از مردم ما این ویژگی رو داشتند که براش ضرب المثل درست شده دیگه

اینه که اکثریت ما حاضر نیستیم بازی عقلانی و برد برد رو انجام بدیم.
و نتیجه بازی رو به باخت باخت میرسونیم.
در واقع
نه من گاو داشته باشم. نه تو گوساله داشته باشی. یعنی بذار جفتمون بازنده باشیم!

نمونه می خوایین ؟!
بله میگم خدمتتون!
نمونش برجام.
حضرات حاضر نشدن آمریکا از سرمایه گذاری و کار با ایران سود ببره. این شد که وقتی ترامپ اومد روی کار آمریکا هم دید چیزی گیرش نیومده برجام رو پاره کرد
حالا
پاسخ زعمای ما چی بود ؟
به درک که پاره کرد. ما هم برجام رو آتیش میزنیم!!

نمونه دیگه؟
۷ میلیارد پول بی زبون مملکت مدتهاست تو کره خوابیده حالا که با دوز و کلک و ازاد کردن گروگانها.. بالاخره یانکی هه طلب ما از کره رو ازاد کردن اونم می خواد اینو به وون پرداخت کنه که ارزش برابریش با یورو کم شده! و باید اول اونو به یورو تبدیل کنیم،
یعنی سود که ندادن ضرر هم کردیم
بعدش 3-4 تا بانک از سوئیس تا عمان و قطر جابجا بشه و هر کی درصد خودش رو برداره
به این ترتیب کلی از پول آب بره
این همه ضرر و زیان اشکال نداره! در عوض از کره جنوبی لوازم خونگی واردات نمیکنم تا بسوزن!

چرا ؟ چون کره جنوبی موقع تحریم حاضر نشد دیگه با ما کار کنه به همین خاطر دیگه باهاش وارد معامله برد برد نمیشم!
نتیجه:
۷ میلیارد دلارمون شد ۶ میلیارد دلار و کمتر ... معلوم نیست چه قدرشم واقعا دستمون رو بگیره...
بعدش کجا میره خدا می دونه !

نمونه دیگه؟
عباس آقا بقال سر کوچه چون دیده با یه کیسه شیر یا جنسی که از جای دیگه اب خرید کردی وارد مغازش شدی،
دیگه بهت جنس نمیفروشه تا ... ونت بسوزه.
حالا اگه خودشم سود نمیکنه اشکال نداره ولی تورو بی جنس میزاره.

دیگه؟
همین آخر هفته ای رفته بودم بازار قهوه فروش ها و قهوه دونه ای 1.
ازونجا اومدیم بیرون.
هر مغازه ای رفتیم حاظر نشد قهوه ها رو پودر کنه(حتی پول پودرکردنش رو هم بگیره)!
نمونه اخر
یه بار یه 1 1 1 1 از 1 خریدم قیمتش ارزون بود و با کیفیت
ولی هر تعویض روغنی می رفتم روغن ماشین دو عوض نمی کردن یارو بیکار نشیته بود ولی حاضر نبود روغن ماشین رو عوض کنه و دستمزدش رو هم بگیره
چون ازسود زیادش کم شه بود به سود کم قانع نبود
اینو میگن لج کردن و بازی باخت باخت
که علتش حرصو طمع و نادانی و حماقته و لاغیر

برچسب: نویسنده: علی رنجبر تاريخ: شنبه 4 شهريور 1402 ساعت: 17:12

صفحه بندی