خرید بک لینک

جمعه 8 تیرماه 1396

جمعه ها برای اغلب افراد زمان خوابیدن تا دیروقته ... و این اشتباست ... نباید ساعت بیولوژیکی بدن رو بخاطر یکی دو روز تعطیل به هم زد و جمعه ها هم باید سر همون ساعت هفتگی از خواب بیدار شد و من بیدار میشم .

برای خودم دمنوش درست می کنم ( چون مدتهاست که دیگه از خوردن صبحونه هم محروم شدم ... آخه گرسنه نمیشم ! ) بجاش یه دمنوش عالی برای خودم درست می کنم . میرم پشت کامپیوترم می شینم و همینطوری که دارم دمنوش رو مزه مزه می کنم مطالبم رو هم می نویسم و کار مورد علاقه ام که نوشتنه انجام میدم . البته بعضی وقتا هم دمنوش می ریزه رو میز و موس و ... خرابکاری میشه ... از بس من تو کارم غرقم !

نوشتن یه آرامشی داره که برام لذت بخشه ... وقتی می نویسم مثه اینکه خالی میشم ... یه جور درد دل کردن با خودمه و اگه نوشتن کتاب و مقاله علمی باشه که دیگه وجدانم حسابی تسکین پیدا می کنه که بابت این آب و اکسیژن و غذایی که هدر دادم بالاخره یک کار مفیدی هم انجام شده ( چون روزای تعطیل بجز استخر رفتن و یوگا کار مفیدی دیگه ای ندارم )

ساعت 10:30 هم در استخر وسونای موج بودم . بعد از حدود 40 روز که استخر تعطیل بود ( از قبل از ماه روزه تا همین امروز که حدود یه هفته ای از ماه روزه می گذره ... ) و چقدر پوستم چرک داشت ! واقعا سونا برای پاکیزگی پوست بدن از نون شب هم واجب تره .. شما حتی اگه روزی سه بار هم دوش بگیرید ... تا موقعی که نرید سونا اون لایه چربی و پوست های مرده روی بدن تمیز نمیشه .. اصن سونا یه چیز دیگه است ... چقدر آب استخر تمیز بود ... کارهای خوبی انجام دادن .. مثه رنگ آمیزی و عوض کردن لامپ ها وشیرآلات ... ولی وقتی توی اورهال استخر یه مدیریت یه پارچه نمیشه ... نتیجه درست از آب در نمیاد . این میشه که اینایی که امروز اومده بودن استخر می گفتن کار زیادی انجام نشده ... چون مثلا کانال خروجی سونای بخار بوی تعفن می داد ... ( باید تمیزش می کردن بعد از یه ماه تعطیلی باید کامل تمیزکاری بشه ... یا مثلا فقط سنگهای سونای خشک رو عوض کردن و دوباره همون لامپ های معمولی رو که هر روز می سوزه نصب کردن . لامپ های سونا بخار هم عوض شده ولی کم نوره و مناسب نیست بطوریکه اصلا توی چشم نمیاد ...

اینه که کاربر عادی استخر ... پیش خودش میگه کاری انجام نشده ...

مدیر استخر هم از همکاری نکردن مقامات بالا گله داره ...

دیگه استخر دولتی بهتر از این نمیشه ...

توی سونا خشک به دوستام گفتم ... زمان تعطیلی یک ماهه و اورهال هایی این جوری گذشته ... الان در حین کار کردن مجموع بتدریج ایرادهای اون رو بطرف می کنن و به این ترتیب بدون اینکه نیازی به تعطیلی باشه همه چی مرتب و منظمه و اشکالی هم پبش نمیاد ... این کاریه که همه جای دنیا انجام می گیره و هیچ مالک استخری نمیاد یه ماه تمام مجوعه اش رو تعطیل کنه و از یه درآمد کلان خودش رو محروم کنه ...

ظهر براي ناهار رفتم رستوران ولي چيزي نخوردم فقط يه ذره سالاد ...

دوباره تنظيم آنتن به هم خورد نتونستم سريال مورد علاقه ام : مزرعه قلب ها رو ببينم . منم تلويزيون رو خاموش كردم و گرفتم خوابيدم ...

وقتي بيدار شدم تا ساعت حدود 9 كه براي شام رفتم داشتم روي كتاب سونا كار مي كردم ... اون متني رو آماده كرده بودم و حدود 180 صفحه اي بود دوباره تكه تكه كردم و چقدر مطالب تكراري و در هم داشت ... اينا رو همه بصورت مستقل جدا گردم فصل هاي دوازده گانه رو هم از هم جدا كردم كه اگه زنده بودم سر فرصت هر بار روي يكي از فصل ها كار كنم و بعدش كه 12 فصل تكميل شد همه رو يه جا توي ورد بذارم ...

اينطوري بهتره ...


برچسبها: مطالبم رو هم می نویسم

+ نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعت 13:23&nbsp توسط محمد توكي |

برچسب: نویسنده: علی رنجبر تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1396 ساعت: 16:33

صفحه بندی