برگشت نافرجام پرشن بلاگ
بعد از يكي دو هفته كه نیلوبلاگ دچار مشكل شده بود و نمي شد پست جديدي بذارم بالاخره وضع درست شد ولي ظاهرا مشكلات هنوز پابرجاست ! امروز هر چي پست گذاشتم نمايش داده نميشد از اون بدتر چند تا از وبلاگام كه در مورد خاطراتم بود مسدود شده (يعني پست ميذارم ولي وبلاگ نمايش داده نميشه )
تو اين مدت رفتم تو بلاگفا ولي اونجا هم قابل اعتماد نيست چون اونم ميپره ...
ما ديگه چقدر بدبختيم كه بجاي اينكه يه سايت درست و حسابي داشته باشيم بند نافمون رو گره زديم به نیلوبلاگ كه يا دچار مشكل ميشه و وقتي هم مشكلي نداره كافيه يكي گزارش بده كه اين وبلاگ فلان مطلب رو نوشته و يا عكس رو گذاشته ... بلافاصله و بدون اخظار قبلي اون مسدود مي كنن ...
حالا اگه يه بيچاره اي كلي مطلب رو نوشته و ممكنه بك آپي هم از اونا نداشته باشه بايد چكار كنه ؟ معلوم نيست ...
مي دونيد چقدر از اطلاعاتم اينجوري از بين رفته ؟
يه وبلاگ پزشكي داشتم كه روزانه بالاي 1500 نفر بازديد كننده داشت از همه جاي دنيا ... محتواش هم مسائل پزشكي و بهداشتي بود و همش ترجمه هايي كه كرده بودم.
ترجمه و نوشتن هر مقاله اي ساعت ها وقت منو گرفته بود همين تعداد بالاي بازديد كننده در سراسر دنيا نشون ميداد كه چقدر اين مطالب مفيد و كارگشا بوده !
خب چرا بايد جلوي جريان آزاد اطلاعات رو گرفت چندبار هم براي رفع مسدودي اقداك كردم ولي اون برنامه اي كه براي اين كار بود درست كار نمي كرد و يادداشت هم كه گذاشتم كسي رسيدگي نكرد ( يا شايدم بدستشون نرسيد )
اگه وبلاگي ايراد داره بايد بگن كجاش مصداق بارز نقض قانونه كه اون قسمت رو بكلي حذف كنيم نه اينكه بكلي ريشه وبلاگ رو بزنن !
مثه اينه كه شما خلافي انجام بدين وبراي هميشه ماشين و گواهينامه رو ازتون بگيرن.
اين خيلي غير منطقي و بي انصافيه
خيلي از اون ترجمه ها رو ديگه ندارم چون كامپيوترم رو سرقت كردن و مطالب از دستم رفت ... حالا علت چي بود چند تا عكس از پستان و ران زنها بود كه در مورد جراحي پروتز پستان يا مثلا نشون دادن سلوليت در زنان گذاشته بودم ( خب اگه اينجوريه كه بايد همه تالارهاي درس پزشكي رو كه مرتب عكس هاي لختي بدن رو نشون ميدن تعطيل كنن ) وفتي اونيكه بالا نشسته است دركش همين قدره و فكر مي كنه نشون يه پستون زن ، حتماً بايد رنگ و بوي جن سي داشته باشه !
حتي كلمات رو سانسور مي كنن بايد طرز نوشتن اشون رو تغيير بديم كه تو دام فيلترينگ نيفتيم ..نه به اون بي بند و باري غربي و نه به اين بگير و ببندهاي شديد و غليظ اين آقايون كه پستون را بايد سينه بنويسي و گرنه سانسور ميشي !
حالا يه عقلي كردم و هر كي برام كامنت ميذاشت اونا رو به همراه پاسخشون به صورت يه پست مستقل مي آوردم و اينجوري محفوظ موندن چون اينجوري كه معلومه خيلي از پست ها هم گم و گور شده ...
و من چقدر غمگینم از اين وضع موجود از اين جامعه اي كه حق حرف و زدن و نوشتن نداري بايد مرتب خودسانسوري كني كه بدترين نوع سانسوره ... يعني خودت ريشه خودت رو با دست بزني و از جوشش طبيعي انديشه خبري نيست همه جا با مسيرهاي بسته روبرو هستي . راستي پايان اين بن بست كي فرامي رسه ؟!
................10 تيرماه 1396 – ممكو
برچسب:
نویسنده: علی رنجبر